على اكبر دهخدا

1018

امثال و حكم ( فارسى )

شتر در خواب بيند پنبه‌دانه * ( . . . گهى لپ‌لپ خورد گه دانه دانه . نظير : آدمى گرسنه نان خواب مىبيند . آدمى برهنه كرباس پهنادار خواب مىبيند . شتر در قطار ديگران خوش نمايد . نظير : مرغ همسايه به نظر قاز مىآيد . شتر دزدى و خم خم ! رجوع به : شتر سوارى . . . ، شود . شتر دل رجوع به : اشتر دل . . . ، شود . شتر ديدى نديدى . ديده را نديده انگار . تمثل : از آنروزيكه ما را آفريدى * به غير از معصيت چيزى نديدى خداوندا به حق هشت و چارت * ز ما بگذر شتر ديدى نديدى . باباطاهر . اشاره : اى هجر ز غم مكش ولى را * او را ديدى نديده باشى . ولى دشت بياضى . شتر را با ملاقه آب دادن . رجوع به : شتر را بكمچه . . . ، شود . شتر را با نمد داغ ميكنند . شتر را بكمچه ( يا ) كفچليز آب دادن . تمثل : بكفچليز شتر را كسى كه آب دهد * بود هر آينه از ابلهى و شيدائى . مجير بيلقانى . شتر را چو شور و طرب در سر است * اگر آدميرا نباشد خر است . سعدى . رجوع به : اشتر بشعر عرب . . . ، شود . شتر را چه بعلاقه‌بندى . نظير : دست و پاى شتر و علاقه‌بندى . شتر را گم كرده پى افسارش ميگردد . نظير : بعد خيرتها تحتفظ . شتر را لب نباشد درخور بوس * و ليكن پشت دارد بابت كوس . امير خسرو ؟ شتر زنبورك خانه است . رجوع به : آه سعدى اثر كند . . . ، شود . شترسوارى و خم خم ! اشاره : سزد كه دشمن تو سر فرو ندارد از آنك * نهاد بر شترش آسمان برسوائى . مجير بيلقانى . نظير : شتر دزدى و خم خم . شترسوارى و دولا دولا ! شترسوارى و دولا دولا . تمثل : با زهد و ورع شائبه كارى چكنى * با دامن تر شرع مدارى چكنى يا اهل ريا باش و يا مرد خدا * دولا دولا شترسوارى چكنى . آصف ابراهيمى . رجوع به : فقرهء قبل شود . شتر كره سال دگر اشتر است . * ( حذر كن از آنكس كه بدگوهر است . . . ) مرحوم اديب . شتر كه چار دندان شود از آواز جرس نترسد . رجوع به : اشتر كه چاردندان . . . ، شود .